کرونا درباره چی نیست یا فرو نرفتن میخ آهنین کرونا بر سنگ توسعه ناهمگون

کرونا و فرصتی برای انجام کارها

این روزها همه چیز درباره کرونا است. انگار یک پرانتز در جهان باز شده و همه ما رفته ایم داخل این پرانتز. هی هم از هم و از سازمان بهداشت جهانی می پرسیم که این پرانتز کی بسته می شود. انگار جهان کت و شلوار و کراواتش را رها کرده و استعفا داده است و رفته الاکلنگ بازی کند.
بالتبع همه در خانه مانده ایم و آن چیزی که همیشه کم داشتیم حالا زیاد و فراوان شده: وقت. و آن چیزی که همیشه به نظر داشتنش زیاد و بدیهی می آمد حالا کیمیا شده: سلامتی، مصاحبت یاران و بغل! انگار وقت یک طرف الاکلنگ نشسته و این یکی ها طرف دیگر.

وقت و زمان در دوران کرونا و قرنطینه


نتیجه ناگزیر این خانه نشینی اجباری و فراوانی وقت، برای بسیاری از ما مواجهه با خود است. بازی استپ رقص را یادتان هست؟ همان که آهنگ پخش میشد و باید میرقصیدی بعد یک دفعه قطع میشد و باید می ایستادی و تکان نمیخوردی تا دوباره آهنگ پخش شود. حالا همان است، فقط این بار قطع آهنگ طولانی شده و باید بی حرکت طولانی بایستی. فرصت پیدا می کنی که با خود بگویی اصلا این بازی برای چیست؟ چرا قواعدش چنین است؟ خوب است یا نه؟ من چرا دارم این بازی را می کنم؟
حالا همه ما مواجهیم با سیل مطالب آموزنده ای که می خواهند به ما کمک کنند این فراغت اجباری را چگونه سر کنیم. از تلگرام و واتساپ و اینستاگرام توصیه های عاقلانه می بارد:

لیست کتاب های خوبی که بهترین فرصت برای خواندنشان حالاست
فیلم های بی نظیری که اگر ندیده اید از کفتان رفته
آهنگ های خوبی که نشنیده اید
مقالات معتبری که مفاهیمشان را نمی دانید
چندین حرکت ورزشی که اگر هر روز انجام دهید بیش از این از مرگ دورتان می کند
دوره های آموزشی ان لاین که اگر الان بگذرانید بعدا می توانید شغل های پردرآمدتری داشته باشید
موزه های مجازی، کنسرت های مجازی، آموزش های مجازی
لیست شرکت هایی که سهامشان بواسطه کرونا بالا می رود
لیست شرکت هایی که سهامشان بواسطه کرونا پایین می آید
و …
اما به اعتقاد من یک جای اینها خیلی شدید می لنگد. انگار حالا که آهنگ وسط بازی استپ رقص قطع شده هی داری فکر می کنی این بار که آهنگ پخش شد اینجوری باید برقصم، بعد حواسم باشد که کی قطع می شود، بعد ببینم دست داور روی دکمه ضبط چگونه می رود که پیش بینی کنم کی قرار است دوباره آهنگ قطع می شود تا ببرم مسابقه را.

 

زمان خود را چگونه در خانه بگذرانیم


همه دارند به ما می گویند که با این وقتمان چه کار کنیم و آن کار را چگونه به بهترین نحو ممکن انجام دهیم. حتی حالا که المپیک هم تعطیل شده انگار حرام است که بپرسیم خب این کارها را برای چه باید انجام دهیم؟ برای چه باید در این مسابقه شرکت کنیم؟ جایزه برنده چیست؟ انگار این پرانتزی که کرونا باز کرده فرصتی برای تمرین و آماده سازی بیشتر ما برای همان مسابقه قبلی است، کسی در برگزاری مسابقه و لزوم برنده شدن بحثی ندارد. معیارها و قوانین سفت و سخت پابرجا مانده اند.


یک جای داستان نمرود، بعد از اینکه نمرود ادعای خدایی می کند، خدا به پشه ای حکم می کند که به داخل بدن و مغز نمرود رود و او را بکشد.
پشه ای را حکم فرمودیم که خیز
خاکش اندر دیده خودبین بریز

حالا کرونا پشه ماست. و ما تا منقرض نشویم نمی خواهیم شک کنیم مسیرمان شاید ایراد داشته باشد. چهار نعل در مسیر قبلی میتازیم. راه هم اگر مسدود شود بازش میکنیم و باز می تازیم. اما شک نمیکنیم که مسیرمان همین است و جز این نیست. شک نمیکنیم که چرا ۱۰۰ سال بعد از کشف فلمینگ این ویروس می تواند ما را چنین گرفتار کند. که چرا نصف انرژی حاکمان کشورها بجای درمان بیماری صرف پنهان کردن آمار بیماری می شود. از چین تا امریکا. که چرا این بشر انقدر پیشرفته ۲ سال وقت لازم دارد تا واکسن بسازد.


ما که کودک بودیم یک کارتون پخش میشد به اسم آزمایشگاه دریایی، سال ۲۰۲۰. یک آزمایشگاه در اعماق دریا با تجهیزات فلان و بهمان. برای بشری که ۵۰ سال بعد از جنگ جهانی به اینجا رسیده بود، ۳۰ سال زمان زیادی بود که به این آزمایشگاه برسد. اما نرسید.
امروز قرار بود ماشین های پرنده داشته باشیم و انسان های شبیه سازی شده. حداقل ماشین خودران همه جای شهرها باشد یا اعضای بدن که با پرینتر سه بعدی درست شده اند. قرار نبود درگیر کرونا باشیم. شاید کرونا نشانمان بدهد که دست ناپیدای آدام اسمیت تمام کارها را هم ردیف نمی کند. ساخت واکسن نمی تواند انگیزه اش صرفا مادی باشد. ساخت ویروس شاید!


کرونا و بحران اقتصادی
شاید کرونا نشانمان بدهد بالاخره یک جا دولت ها لازم است مداخله کنند، (منظورم دولت هایی که است به مداخله حداقلی در امور شهروندان اعتقاد دارند)، نشانمان بدهد ساخت واکسن، بهداشت عمومی و رفاه حداقلی را نمی توان به شرکت های خصوصی بزرگ داروسازی سپرد. که اگر فاند تحقیقات پزشکی از شرکت های مواد غذایی تامین شود نتیجه اش میشود که همان محصولات برای سلامتی خوبند. که اگر بودجه بیزنس اسکول ها از شرکت های واسطه گری مالی بیاید نتیجه مقالاتش می شود رکود ۲۰۰۸.

کرونا و پیشرفت علم


ما واکسن کرونا نداریم، ماشین پرنده نداریم، آزمایشگاه دریایی نداریم، اعضای بدن مصنوعی نداریم، در عوض چه داریم؟ اینستاگرام داریم، بورس داریم و واقعیت مجازی! باهوشترین هم نسلان من امروز با پیشرفته ترین الگوریتم های هوش مصنوعی دنبال اینند که منِ مصرف کننده به چاک سینه نیکی میناژ بیشتر علاقه دارم یا چاک دامن کیم کارداشیان.
برخی نوابغ دیگر عصر ما نیز در لندن و نیویورک می توانند با دقت بالا تشخیص دهند که سهام فلان شرکتی که ریختش را هم ندیده اند و اگر محصولاتش را در فروشگاه هم ببینند تشخیص نمی دهند، کی بالا می رود و کی پایین می آید. می توانند با دقت نوسان بگیرند یا سرمایه گذاری کنند. کسب درآمد کنند برای خودشان و شرکت های بزرگشان.
آن چیزی که ما را از قرون وسطی به اینترنت رساند، همین سوال کردن بود درباره چیزهایی که تا قبلش بدیهی شمرده می شد و بعد فهمیدیم بدیهی که نیست، غلط هم هست. حالا هم نباید این ویژگی متمایز کننده مان از سایر گونه های جانوری را از دست بدهیم.

0
۰
نویسنده مطلب تیم تحریریه آچاره

دیدگاه شما

بدون دیدگاه